من شاعرم

دوشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 10:56 ب.ظ
به نام گرمی بخش فکرها
نام اثر:من شاعرم
نویسنده:امید حاجی زاده
http://omid-hajizadeh.blogfa.com
-----------------------------------
این شعر ایراد دارد
وزن و قافیه ندارد
سجع و ایهام و کنایه وتشبیه ندارد.
نه سپید است وسیاه
نه آزاد و رها.
گر شاعری،
بذله گویی و هنرمند
حرفی بزن
شعری بگو
بیا و جان بخشی کن
مادری مرده را که دیگر جان ندارد.
شهیدی زنده از جنگ برگشته را که دیگر پا ندارد.
وزندگی، که دیگر امید ندارد.
بر شعرهایم خرده مگیر...
من آنقدر شاعرم که لبانم به تنهایی ردیف ترین دو بیتی دنیایند.
من آنقدر شاعرم که سینه ام مخزن الاسرار شعرهای نگفته است.
من آنقدر شاعرم که جای اشک هایم در شعر خون و جای خون قلبی می کشم.
حالا توشعری بگو
حرفی بزن
تشخیص بده
مادر و دختری همسن و سال از قیافه را که دیگر...
پدر و پسری در میدان نبرد را که دیگر...
پرنده به آشیانه اش خوش است.
پرنده ی بی آشیانه پر ندارد.
درخت با برگهایش خوش است.
باغ بی برگی سزایش اتش است.
پرنده از تیر
تیر از شکارچی
شکارچی از شکار
می ترسد.
درخت از تبر
تبر از ادم
آدم از ریشه اش
می ترسد.
شاعر که باشی
کاغذ از خودکار
خودکار از تو
تو هم از سکوت
می ترسی
می ترسی
می ترسی
نمی گذارند...
چشمی از چشم
دستی از دست
ولبی از لب بگذرد.
باید شاعر باشی
که طعم لبان معشوقه ات را از روی کاغذ بچشی.
شاعر باشی تا
سفر کنی
ببینی
بخوابی
بمیری و دوباره زنده شوی...2 بار
من شاعرم.
اجازه دهید حرفم را بزنم
بعد پنجره را باز کنم
پنجره را باز کنم و همچو آهویی تیر خورده در مسیر باد شلیک شوم.
باید شاعر باشی
که بفهمی
حافظ و سعدی و مولانا
آذر و لیلا و منیره چه می گویند.
آنقدر شاعرم
که ردیفم،لبانت
قافیه ام،چشمانت
و تخلصم تویی و تویی وتویی...
من شاعرم
گوشه ی چشمانم اشکی خشکیده
لبانم طعم لبهایی را چشیده و مرده.
این شعر از همان ابتدا مرده بود.
فقط من کمی جان بخشی کردم
همین...

نظرات (1)
دوشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 11:07 ب.ظ
salam
ba ye ahang up hastam
khoshhal misham nazareton ro rajebesh bedonam
امتیاز: 0 0

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد