شعر ارسالی از: یوسف خوشیدی
-------------------
بین پلنگ و ماه یقینا طناب نیست
بینِ پَلَنگ و ماه یَقیناً طناب، نیست
دستم نمی رسد به شما این عذاب نیست؟!
دیشب، پیاله ی دَهَنَت را مَحَک زدم
هی پیک، پُشتِ پیک، اَثری از شراب نیست
خانم !خودت بگو به چه جُرمی رَها شدم
عکسم چرا مُچاله شده ، توی قاب نیست
روزی هزار دفعه مرا می کُشی و باز
لبخند می زنی که از اوّل حساب نیست
نِفرین نمی کنم، به تو وابسته ام ولی
ظُلمی که می کُنی به خدا، بی جواب نیست
این جاده های مِه زده یعنی که دورشو
یعنی رسیدنم به شما جز سَراب نیست.
متشکرم جناب علیپور
زحمت کشیدید و خیلی زیبا شد
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
]
من شکستم هر دو را
عاشقتم پس تو بیا
سلام دوست عزیز.
شعر واقعا زیبایی بود.
بعد از مدتها آپم.خوشحال میشم که بهم سر بزنید.
موفق باشید.
گآهی دِلــَت نــِمیخوآهــَد . . .؛
دیــروز رآ بِه یآد بــیآوَری . . .؛
اَنگــیزه ای بــَرایِ فــَردآ هـَم نــَدآری . . .!!!
...
وَ حآل هــَم کِه . . .؛
گآهی فــَقــَط دِلــَت میخوآهــَد . . .؛
زآنوهایــَت را تــَنگ دَر آغوش بــِگیری . . .؛
وَ گوشــِه ای اَز گوشــِه تــَرین گوشـِه ای کِه می شــِنآسی . . .؛
بــِنـِشینی وَ فــَقــَط نــِگآه کــُنی . . .!!!
گآهی دِلگــیری . . . ؛
شآیــَد اَز خودَت . . .؛
شآیــَد
سلام خوبی؟
ممنون از خبرت
خوب بود ...
شاهان همه مسکین او




خوبان غرازه چین او
شیران زده دم بر زمین
پیش سگان کوی او
این عشق شد مهمان من
زخمی بزد بر جان من
صد رحمتو صد افرین بعد از تو به بازوی او
--------------------------------------------
سلامتی بخوبی شما منم خوبم
اره داداش دنیا دنیا پر از دردیه
چه باید کرد از کی شکایت کرد از این سرنوشت شوم که منو شکارم کرد وقتی دنیا میخواد مخصوصا بسوزم چیکار کنم دلمو با نخ سوزن بدوزم
رفیق نبینم غمتو
تا منو داری غم نداشته باش رو من حساب کنی مشکلی غمی داشتی
فدات اقا مهدی گل
مثل همیشه جالب و خوندنی بود
#####################3
دیروز و فردا هر دو نامردند !!!
دیروز با خاطراتش
و
فردا با وعده هایش
مرا فریب دادند
تا
نفهمم امروزم چگونه گذشت ...!!!
سلام بسیارعالی